تو بیشمی
حالا تو بیشمی و رهایم نمیکنی
از خاطرات خوب جدایم نمیکنی
غرق شکوفه اند درختان ذهن من
زیرا تو جز بهار صدایم نمیکنی........
بدخلقی مرا که تو باسخ نمیدهی
یک دم به اخم نیز نگاهم نمیکنی
گر بر خلاف رای تو صدهاقدم نهم
حتا شکایتم به خدایم نمیکنی..........
اینک منم که لایق گلدان خانه ات
گردیده ام زریشه جدایم نمیکنی
لبخند روزگار برویم عجیب نیست
زیرا تو بیشمی ورهایم نمیکنی
+ نوشته شده در جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت 23:9 توسط فرشته مهدوی
|